خرید بک لینک
دور از نشاط هستی و غوغای زندگیدل با سكوت و خلوت غم خو گرفته بودآمد سكوت سرد و گرانبار را شكستآمد صفای خلوت اندوه را ربودآمد به این امید كه در گور سرد دلشاید ز عشق رفته بیابد نشانه ایاو بود و آن نگاه پ

برچسب: نویسنده: مانی زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 10:30

http://www.alphateach.ir/music/Mary_Hopkin_Those_were_the_days.mp3 Once upon a time there was a taveروزی روزگاری می خانه ای بودWhere we used to raise a glass or twoجایی که یکی دو لیوان به سلامتی هم

برچسب: نویسنده: مانی زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 10:30

خدایا خودت این روزارو به خیر بگذرون...

خودت رحم کن!

خیلی میترسم!!!

برچسب: نویسنده: مانی زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 10:30

گلودرد و سردردتنگی نفسدرد قفسه سینهاین تنها باریه که اگه بدونم بخاطر قلبمه بیشتر از هرچیزی خوشحالم میکنه!!!میترسم... نه بخاطر خودم! خدایا خودت به خانوادم رحم کن. سخته این روزا همش چشات خیس باشه. سخته

برچسب: نویسنده: مانی زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 10:30

از صب درد قفسه سینم بیشتر شده و گاهی هم سرفه میکنم. دردی که با نفس کشیدن بیشتر حسش میکنم.ترس تمام وجودمو گرفته.مامان هم امروز دقیقا علائمش مث منه... و اینه که بیشتر منو میترسونه : ترس از دست دادن عزیز

برچسب: نویسنده: مانی زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 10:30

جوری خستم که نگار کوه کندمگور بابای این زندگیهرچی میخواد بشهفقط بدجور دلم گرفتهبابا هم انتنو بعد یه هفته تنظیم کرد و دیگه هی صدامون نمیکنه بریم پیششمیتونم یه دل سیر فکر کنم... به همه چی بعدشم به جبران

برچسب: نویسنده: مانی زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 10:30

به آخرین ها فکر میکنم... آخرین لبخند... آخرین بوسه... آخرین کلمه به انسانهای دیگه... آخرین جمله ای که بهشون گفتیم یا ازشون شنیدیم. آخرسن لباسی که میپوشیم. آخرین شعری که میخونیم... آخرین باری که از ته

برچسب: نویسنده: مانی زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 10:30

صفحه بندی